تبليغاتX
ممد کچل
عاشقانه همیشگی ....
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 15:56  توسط ممد | 

 

http://mosi-sms.blogfa.ir/

 

اس ام اس خنده دار. اس ام اس سرکاری. اس ام اس باحال. اس ام اس جدید. اس ام  اس روز. اس ام ا
اس ام اس خنده دار. اس ام اس سرکاری. اس ام اس باحال. اس ام اس جدید. اس ام  اس روز. اس ام اس ناب. زيبا ترين اس ام اس ها/ sms jaded . sms sarekari . sms toop
س ضایع کننده. ضایع ترین اس ام اس ها/
sms jaded . sms sarekari . sms toop

نون و پنیر و چایی ، قصه ی آشنایی ، الهی یاد نگیری هرگز تو بی وفایی ، روی گلهای نرگس با یه مداد قرمز ، هزار دفعه نوشتم : زندگی بی تو هرگز !

 

 

دل تو اولین روز بهار... دل من آخرین جمعه سال... و چه دورند و چه نزدیک به هم

 

 

خواننده این اس ام اس یه دل پاک داره ، یه قلب مهربون داره و یه دوست خوب که آرزوش سعادت و  موفقیت اونه...

 

 

بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کنه و چون خیلی زود عادت می کنه خیلی زود هم فراموش می کنه که خوشبخته ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 13:14  توسط ممد | 

 

برگزيده از كتاب (سوپ جوجه براي روح):

4 سالگي :باباي من مي تونه هر كاري رو انجام

بده.

۵ سالگي: باباي من خيلي چيزا مي دونه.

6 سالگي: باباي من زرنگتر از باباي توست.

8 سالگي: باباي من همه چيز رو هم نمي دونه.

10 سالگي: قديما اون وقتا كه بابابم همسن من

بود مطمئنا همه چيز با حالا فرق داشت.

12 سالگي: اوه بله طبيعتا بابا همه چيز رو در مورد

اون نمي دونه.بابا به قدري پير شده كه بچگي های

خودشم فراموش كرده.

14سالگي: به حرفهاي بابام توجه نكن.او ديگه از

مد افتاده!

21 سالگي: بابام؟خدا مرگم بده او ديگه كاملا از رده

خارجه.

25سالگي: بابا يه چيزايي در مورد اون مي دونه

البته خوب بايد هم بدونه چون يه پيراهن هم كه

باشه بيشتر از ماپاره كرده.

30 سالگي: شايد بهتر باشه از بابا بپرسيم كه

نظرش در اين مورد چيه.از هرچه بگذريم او تجارب

زيادي در زندگي كسب كرده.

35 سالگي: من دست به هيچ كاري نمي زنم مگر

اينكه اول با بابام مشورت كنم.

40 سالگي: موندم كه باباي خدا بيامرزم چه جوري

كارا رو راست و ريس مي كرد.او خيلي عاقل بود

دنيايي تجربه ذاشت.

50 سالگي: حاضرم همه چيزمو بدم و در عوض

بتونم چند لحظه اي در اين مورد با باباي خدا

بيامرزم مشورت كنم.حيف كه قدر اون همه هوش

و ذكاوتش را ندونستم.خيلي چيزا بود كه مي

تونستم ازش ياد بگيرم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:13  توسط ممد | 
زهی عشق



زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا
چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا
زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا
زهی شور زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا
فروریخت فروریخت شهنشاه سواران
زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا
فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا
ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون
دگربار دگربار چه سوداست خدایا
نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم؟
چه بندست؟ چه زنجیر؟ که برپاست خدایا؟
چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دل​ها؟
غریبست غریبست ز بالاست خدایا
خموشید خموشید که تا فاش نگردید
که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 21:33  توسط ممد | 

 

آن هنگام که بوته خار روی زمين تنها بود ,خداوند گل سرخی را در کنارش روياند ,آن گل سرخ کنار آن بوته خار شکفت ,خداوند بازگشت و گل را با خود به آسمانها برد .اما گل ديگر نشکفت .آن گل ريشه را روی زمين ,کنار بوته خار جا گذشته بود و در اين هنگام بود که خداوند گريست و عشق را آفريد.

 

   آدمک آخر دنیاست بخند     آدمک مرگ همین جاست بخند

 

   دست خطی که تورا عاشق کرد     شوخی کاغذی ماست بخند

 

   آدمک خرنشوی گریه کنی     کل دنیا سراب است بخند

                                                                                                             

  ان خدایی که بزرگش خواندی     بخدا مثل تو تنهاست بخند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 21:24  توسط ممد | 
Asemun
Asemun 

asemun delesh gerefte , ru labash ye donya harfe , ghalbesh o yeshab ke khab bud , yekasi dozdide rafte , ahay asemun begu to , chi shode ke hey mibari ? yaret o ki borde ey vay ! bemiram che bigharari , asemun labat o va kon , yaret o yebar seda kon . beza oun dozde befahme , yare to kheili azize , ageh az to dur bemune , ashke asemun mirize , asemun labash o va kard , yaresh o ba gham seda kard , dozde did akhare ghesas , asemun delesh shikastas , did ageh bi yar bemune , donyamun mishe virune , pas pashod goft asemun hay! ba toam yaret o bardar , ba khodet bebar tu abra , yade ma bash in paiina...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 22:57  توسط ممد | 
 
حركت امام حسين بر اساس قرآن
آياتى كه امام حسين عليه السلام در مسير راه به آن استناد فرمودند:
آيه اوّل : همين كه نماينده يزيد در مدينه (مروان ) تصميم گرفت كه از امام حسين عليه السلام براى يزيد بيعت بگيرد، امام فرمود: ويلك يا مروان فانّك رجس واى برتو، تو پليد هستى و ما خانواده اى هستيم كه خداوند در شاءن ما فرموده است : انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا
(۱) همانا خداوند مى خواهد كه از شما اهل بيت هر پليدى (احتمالى ، شك و شبهه اى ) را بزدايد و شما را چنانكه بايد و شايد پاكيزه بدارد.
آيه دوّم : امام حسين عليه السلام در پايان وصيت نامه اى كه قبل از حركت به كربلا نوشتند، به اين آيه استناد كردند: و ما توفيقى الا باللّه عليه توكّلت و اليه اُنيب
(۲) توفيق من به جز به (اراده ) خداوند نيست كه بر او توكّل كرده ام و به او روى آورده ام .
آيه سوّم : همين كه براى فرار از بيعت با يزيد، از مدينه به سوى مكه خارج شدند (28 رجب )، اين آيه را تلاوت فرمودند: فخرج منها خائفا يترقّب قال ربّ نجّنى من القوم الظالمين
(۳) آنگاه كه (موسى ) از آنجا ترسان و نگران بيرون شد و گفت : پروردگارا! مرا از قوم ستمكار نجات بده .
آيه چهارم : شيخ مفيد قدس سرّه مى گويد: همين كه امام حسين عليه السلام به سوى مدينه رهسپار شد، گروه هايى از جن و فرشته براى يارى آن حضرت حاضر شدند، امّا امام اين آيات را تلاوت فرمودند: اينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم فى بروج مشيّدة
(۴) هرجا كه باشيد و لو در برجهاى استوار سر به فك كشيده ، مرگ شما را فرا مى گيرد. همچنين آيه ى : كبَرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم (۵) كسانى كه كشته شدند، در سرنوشتشان نوشته شده بود (با پاى خويش ) به قتلگاه خود رهسپار مى شدند.
آيه پنجم : همين كه امام حسين عليه السلام شب جمعه سوم شعبان (قبل از حركت به كربلا) وارد مكه شدند، اين آيه را تلاوت فرمودند: و لمّا توجّه تلقاء مَديَن قال عسى ربّى اَن يهدنى سواء السبيل
(۶) و چون رو به سوى مدين نهاد، گفت : باشد كه پروردگارم مرا به راه راست راهنمايى كند.
آيه ششم : در مكه همين كه با ابن عباس گفتگو مى كردند درباره ى بنى اميّه اين آيات را تلاوت فرمودند: انّهم كفروا باللّه و برسوله و لاياءتون الصلاة الاّ و هم كُسالى
(۷) آنان به خداوند و پيامبر او كفر ورزيده و جز با حالت كسالت به نماز نپرداخته اند.... و همچنين آيه ى : يرائون الناس و لايذكرون الله الا قليلا با مردم رياكارى كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى كنند. و آيه ى مذبذبين بين ذلك لا الى هؤ لاء و لا الى هؤ لاء و من يضلل اللّه فلن تَجِدَ له سبيلا(۸) در اين ميان (بين كفر و ايمان ) سرگشته اند، نه جزو آنان (مؤ منان ) و نه جزو اينان (نامؤ منان ) و هر كس كه خداوند در گمراهى واگذاردش ، هرگز براى او بيرون شدنى نخواهى يافت . و فرمودند: كلّ نفس ذائقة الموت و انّما توفّون اُجوركم (۹) هر جاندارى چشنده (طعم ) مرگ است و بى شك در روز قيامت پاداشهايتان را به تمامى خواهند داد.
آيه هفتم : در آستانه عيد قربان كه امام حسين عليه السلام از مكه به سوى كربلا حركت كردند، نماينده يزيد در مكه راه را بر حضرت بستند، درگيرى با تازيانه رخ داد، به امام حسين گفتند: مى ترسم شما ميان مردم شكاف بيفكنى !! حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند: لى عملى و لكم عملكم انتم بريئون مما اعمل و انا برى ء مما تعملون
(۱۰) عمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من مى كنم برى و بركناريد و من از آنچه شما مى كنيد برى و بركنارم .
آيه هشتم : همين كه در مسير كربلا خبر شهادت مسلم را شنيدند فرمودند: انّا للّه و انّا اليه راجعون  كسانى كه چون مصيبتى به آنان رسد، گويند: ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم .
آيه نهم : در نزديكى كربلا همين كه حُر به امام گفت : چرا آمده اى ؟ فرمود: نامه هاى دعوت شما مرا به اينجا آورد، ولى حالا پشيمان شده ايد و اين آيه را تلاوت فرمود: فمَن نَكَث فانّما يَنكُث على نفسه
(۱۱) پس هركس كه پيمان شكند، همانا به زيان خويش پيمان شكسته است .
آيه دهم : در مسير كربلا همين كه خبر شهادت نامه رسان خود قيس بن مسهّر صيداوى را شنيد گريه كرد و اين آيه را تلاوت فرمودند: و منهم مَن قَضى نَحبَه و منهم مَن يَنتَظر و ما بَدّلوا تَبديلا
(۱۲) از ايشان كسى هست كه بر عهد خويش (تا پايان حيات ) به سربرده است و كسى هست كه (شهادت را) انتظار مى كشد و هيچ گونه تغيير و تبديلى در كار نياورده اند.
آيه يازدهم : همين كه فرماندار كوفه (ابن زياد) نامه رسمى براى حُر فرستاد كه راه را بر حسين عليه السلام ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت ، امام اين آيه را تلاوت فرمودند: و جعلناهم ائمّة يدعون الى النار...
(۱۳) و آنان را پيشوايانى خوانديم كه به سوى آتش دوزخ دعوت مى كنند و روز قيامت يارى نمى يابند.
آيه دوازدهم : امام حسين عليه السلام در كربلا درباره لشكر يزيد براى دخترش سكينه اين آيه را تلاوت فرمود: اِستَحوَذ عليهم الشيطان فاَنساهم ذكر اللّه
(۱۴) شيطان بر آنان دست يافت ، سپس ياد خدا را از خاطر آنان برد.
آيه سيزدهم : در روز عاشورا براى لشكر يزيد اين آيه را تلاوت فرمود: فاجمعوا اَمركم و شُركائكم ثمّ لايكن امركم غُمّة ثمّ اقضوا الىّ و لاتنظرون
(۱۵) شما با شريكانى كه قائليد، كارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم كنيد سپس در كارتان پرده پوشى نكنيد، آنگاه كار مرا يكسره كنيد و مهلتم ندهيد.
و نيز آيه انّما ولىّ اللّه الذى نزل الكتاب و هو يتولّى الصالحين
(۱۶) سرور من خداوند است كه (اين ) كتاب آسمانى را فرو فرستاده است و او دوستدار شايستگان است . و نيز آيه ى : و انّى عذت بربّى و ربّكم ان ترجمون (۱۷) و من از شرّ اينكه سنگسارم كنيد، به خود و پروردگار شما پناه مى برم . و همچنين آيه ى : اعوذ بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر لايؤ من بيوم الحساب (۱۸) من به پروردگار خود و پروردگار شما از (شرّ) هر متكبّرى كه به روز حساب ايمان ندارد، پناه مى برم .
۱- احزاب ، 33.  ۲- هود، 88.  ۳- قصص ، 21.   ۴- نساء، 78.   5- آل عمران ، 154.  ۶- قصص ، 22.
۷- توبه ، 54.  ۸- نساء، 142 - 143.  ۹- آل عمران ، 185.  ۱۰- بقره ، 156.  ۱۱- فتح ، 10.
۱۲- احزاب ، 23.  ۱۳- قصص ، 41.  ۱۴- مجادله ، 19.  ۱۵- يونس ، 71.   ۱۶- اعراف ، 196.
۱۷- دخان ، 20.    ۱۸- غافر، 27
از ده گفتار آقای قرائتی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 12:30  توسط ممد | 
میدونم آخر این بی رنگیا میشه آغاز وصال دست باد تپشای تنهایی تار میشه رنگ همنوازی ناز و نیاز التهاب انتظار اون لحظه ناب می شه آرامش جاوید وفا می دونم لحظه ای هست لحظه ای ساده و صاف که تو اون لحظه پاک معنی موندن من می شه مژده بهار بی دلا تو می ری رو به افق من میشم قصه ماه ...

خوش امدید به وبلاگ 123456

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 10:11  توسط ممد | 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 22:34  توسط ممد | 

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره .

دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره .

بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي .

ديگه دوست داشتن معنی نداره ..

اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري

پس یا دل کسی رو نشکون یا اگه دلت شکست انتقام نگیر

هنوزم دوست دارم گرچه می دونم دیگه نمی بینمت!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 22:8  توسط ممد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگ واسه این بودش که به همه بفهمونیم که چقدر همدیگرو دوست داریم...
عشقم بودی
ولی چرا رفتی
می دونم نامردی کردی
تو منو گذاشتی رفتی
رفتی دنبال یه دختر دیگه !!!!!!
ازت دلگیر نیستم ولی بازم می گم دوست دارم .

نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
جک اس ام اس عکس به روز هر چی بخوای
براي عشق و حال بيا اينجا
روانشناسی
مشاوره تحصیلی
دخترک فروردین ماهی
دخترای اهل حال
بازار عشق و حال
غزل بی انتها
ممد کچل
فراریه بی پناه
عکس جوک sms
لیلی و مجنووووووووون
BAZAR ESHGH & HAL
گدايي عشقي از تو اي نا مهربونم
وبلاگ تخصصی عاشقان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

set as your home page